تبليغاتX
اوج قدرت شاهان ایران

اوج قدرت شاهان ایران

این وبلاگ را به دوستان خود پیشنهاد کنید

                             WWW.historyy.blogfa.com

+ نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 15:36 توسط کورش |

 

   واقعاْ ببخشید که دیر آپ کردم!دیگه تکرار نمی شه!

ولی با توپ پر اومدم!

منتظر باشید...

                                     زرتشت

ادامه مطلب

+ نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 15:1 توسط کورش |

برای اعتراض به گوگل به خاطر تغییر دادن نام خلیج فارس به این لینک وارد شده و سپس روی گزینه {برای اعتراض به این صفحه بروید} کلیک کنید.

ویا به شماره ی    ۳۰۰۰۰۱۲   پیام کوتاه بفرستید.           

نظر شما چیه راجع به این کار گوگل؟اگه دوست داشتی یه نظری هم بده راجع به این موضوع.    

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 23:30 توسط کورش |

در کتیبه هایی که داریوش از خود به جای گذاشت، اصل و نصب خود را چنین معرفی می کند:«من داریوش، شاه شاه بزرگ، پسر ویشتاسب، پسر آرشام، پسر آریامنه، پسر چیش پش، پسر هخامنش...»، در ضمن در بخشی از کتیبه خود نوشته:«...چون کمبوجیه پسر کورش که از خانواده ما بود، بردیه را کشتو برای فتح مصر رفت...» و همچنین با مطالعه ی کتیبه منشور کورش کبیر می توان به این نتیجه رسید که جد بزرگ داریوش و کورش، چیش پش پسر هخامنش بوده و آن ها عمو زاده محسوب می شدند.

کورش قبل از جنگ با ماساژت ها شبی در خواب می بیند بر شانه های داریوش دو بال روییده که یکی بر آسیا و دیگری بر اروپا سایه افکنده است. کورش پس از بیدار شدن از خواب به فکر فرو رفت. سپس به ویشتاسب دستور داد تا پس از جنگ، داریوش را از پارس نزد او فرا بخواند،اما کورش در جنگ با ماساژت ها کشته شد و دیگر نتوانست داریوش را ببیند.

                      داریوش

                   

ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 23:46 توسط کورش |

  با مرگ کورش، پسر بزرگش، کمبوجیه، به پادشاهی رسید. در همان ابتدای سلطنت، کمبوجیه (کامبیز) به سپاهانش دستور داد تا برای حمله به تنها کشور مهم آن زمان که خارج از تسلط ایران بود، یعنی مصر آماده شوند. کمبوجیه قبل از حمله به مصر برای اطمینان از موقعیت پادشاهی و جلوگیری از دسیسه چینی درباریان، برادر کوچک خود (بردیا) را که بین مردم محبوبیت زیادی داشت، در خفا به قتل رساند.

  هردوت در این باره نوشته: « شبی کمبوجیه خواب نما شد که از ایران قاصدی آمده و خبر آورده که بردیا بر تخت پادشاهی نشسته، از این رو سخت پریشان شد... پس کسی را مأمور کرد تا برادرش را بکشد.» 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 21:31 توسط کورش |

آرامگاه کورش کبیر در پاسارگارد: "فرمان دادم پس از مرگم، مرا بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا اجزای بدنم، ذره ذره خاک ایران را تشکیل دهد."

               آرامگاه کورش

بارز ترین اثر بر جای مانده در پاسارگاد، آرامگاه سنگی بزرگی است که 11 متر ارتفاع دارد. به دستور کورش، زیر سقف شیروانی این آرامگاه به دور از دید همگان جای دو قبر، یکی برای شاه و دیگری برای ملکه درست کرده بودند.

این آرامگاه در عین سادگی، عظمت و اقتدار بنیان گذار سلسله ی هخامنشی را نمایش می دهد.

روایت شده کتیبه ای به این مضمون در بالای آرامگاه کورش قرار داشته است:«ای مرد، بدان هر که هستی و از هر کجا که آمده ای، در اینجا من خفته ام، کورش، شاه شاهان، کسی که شاهنشاهی جهانی پارس را برای مردمش بنا نهاد واینک بر این زمین کوچک بسنده کرده است. پس هیچگاه بر این مقبره و این خاکی که جسد مرا در خود جای داده، رشک مبر.»

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 15:36 توسط کورش |

                               Cylinder of Cyrus 

 

 

I am Cyrus, king of the world, great king, mighty king, king of Babylon, king of the land of Summer and Akkad, king if the four quartes, son of Cambyses, great king of Anshan, grand son of Cyrus, great king, king of Anshan, descendant of teispes, great king, king of anshan, progeny of an unending royal line, whose rule Bel and Nabu cherish, whose kingship they desire for their hearts' pleasure. When I, well-disposed, entered Babylon, I set up the seat of domination in the royal palace amidst jubilation and rejoicing. Marduk the great god caused the big-hearted inhabitants of Babylon to … me. I sought daily to worship him. My numerous troops moved sbout undisturbed in the midst of Babylon. I did not alow any to terrorise the land of Sumer and Akkad. I kept in view the needs of Babylon and all its sanctuaries to promote their well-being. The citizens of Babylon. I lifted Their unbecoming yoke. Their dilapidated dwellings I restored. I put an end to their misfortunes. At my deeds Marduk, the great lord, rejoiced, and to me, Cyrus, the king who worshipped him, and to Cambyses, my son, the offspring of (my) lions, and to all my troops he graciously gave his blessing and in good spirits before him we glorified exceedingly his high divinity. All the kings who sat in throne rooms, throughout the four quarters, from the Upper to the Lower Sea, those who dwelt in …, all the kings of the West Country who dwelt in tens, brought me their heavy tribute and kissed my feet in Babylon. From … to the cities of Ashur and Susa, Agade, Eshnuna, the cities of Zambans, Meturnu, Der as far as the region of the land of Gutium, the holy cities beyond the tigris whose sanctuaries had been in ruins over a long period, the gods whose abode is in the midst of them, I returned to their places and housed them in lasting abodes. I gathered together all their inhabitants and restored (to them) their dwellings. The gods of Summer and Akkad whom nabonidus had, to the anger of the lord of the gods, brought in to Babylon, I, at the bidding of Marduk, the great lord made to dwell in peace in their habitations, delightful abodes, May all the gods whom I have placed within their sanctuaries addres a daily prayer in may favour before Bel and Nabu, that my days may be long, and maythey say to Marduk my lord. "May Cyrus the king who reveres thee and Cambyses his son …".

(Babak Khorramshahi)

 

Cylinder of Cyrus from R.M.Ghiasabadi

              

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 12:19 توسط کورش |

                   فروهر فرشته ی آسمانی

بیشتر نبشته های تخت جمشید با نام اهورا مزدا (خدای یکتا) شروع می شود و در آخر با دعا به درگاه خدا برای حفظ ملت پارس به پایان می رسد.

در بالای بسیاری از حکاکی های تخت جمشید، نقش انسان بال داری با دو حلقه دیده می شود. بسیاری به غلط این نشان را، اهورامزدا(خدای پاکی ها) می خوانند در حالی که این نقش مربوط به فرشته ای به نام فَروَهَر( (Farvaharاست.

ایرانیان، هزاران سال قبل از اعراب به خدای یکتا(اهورامزدا) اعتقاد داشتند و هرگز به پرستش بت ها روی نیاوردند.

هردوت مورخ یونانی عهد هخامنشیان در بخشی از کتاب خود نوشته: «ایرانیان هخامنش نه تنها مجسمه و نقش خدای خود را نمی سازند بلکه مردم یونان و دیگر کشورها را بخاطر ساختن بت و پرستش آن مسخره می کنند.».

برای دانستن بیشتر نسبت به طرح زیبای فروهر به ادامه ی مطلب رجوع کنید.

                 منبع کتاب (از کورش کبیر تا داریوش کبیرنوشته ی بهنام محمد پناه)

ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 16:49 توسط کورش |

             

                             "اَدَم کورش، خشایَثی یَه، هَخامَنیشی یَه"

                                     من کورش، شاه هخامنشی.

                                                           

                             I am Cyros, the King an Achaemenian

 

             

+ نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 18:20 توسط کورش |

                              منشور کورش

ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 17:32 توسط کورش |

               جشن های نوروزی       

ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 10:25 توسط کورش |

                                         کورش شاه

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 11:23 توسط کورش |

  هرودت مورخ يوناني، افسانه كورش كبير را با زيبايي و جذابيت

کامل توصیف می کند:

(از کورش کبیر تا داریوش کبیر)           

ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 15:6 توسط کورش |

این هم واسه ی اونایی که فیلم ۳۰۰ رو ساختن ببینن که کورش بود که قانون حقوق بشر رو برای اولین بار نوشت.

برو به ادامه تا مطالب را ببيني

ادامه مطلب

+ نوشته شده در جمعه هشتم تیر 1386ساعت 11:14 توسط کورش |

برای خواندن مطالب به ادامه ی مطلب بروید

                               داریوش

ادامه مطلب

+ نوشته شده در جمعه هشتم تیر 1386ساعت 11:10 توسط کورش |

با سلام
مطالب این وبلاگ تنها خلاصه و گلچینی از اوج قدرت شاهان ایران در دوره ی هخامنشی است و من به خاطر علاقه ی بسیار زیادی که به تاریخ کشورم دارم مخصوصا دوران هخامنشی تصمیم به چنین کاری گرفتم و خودم هم لذت می برم. امید وارم شما هم لذت ببرید.

Home
Email
Night Skin